۞ امام علی (ع) می فرماید:
تمام كارهاى نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون آب دهان است در برابر درياى پهناور.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سوال و شبهه
  • شناسه : 251
  • 20 آوریل 2020 - 20:44
  • 158 بازدید
  • ارسال توسط :

آیا امر به معروف دخالت در امور دیگران نیست؟

آیا امر به معروف دخالت در امور دیگران نیست؟ پاسخ: شخصيت انسان در گرو جامعة او است. انسان از جامعه متأثر مي‌شود و در جامعه تأثير مي‌گذارد. اگر در جامعه‌اي سالم و به دور از پليدي زندگي كند راه كمال را مطمئن‌تر مي‌پيمايد. امر به معروف  ونهي از منکر دخالت در امور ديگران نيست بلکه  […]

آیا امر به معروف دخالت در امور دیگران نیست؟

پاسخ:

شخصيت انسان در گرو جامعة او است. انسان از جامعه متأثر مي‌شود و در جامعه تأثير مي‌گذارد. اگر در جامعه‌اي سالم و به دور از پليدي زندگي كند راه كمال را مطمئن‌تر مي‌پيمايد. امر به معروف  ونهي از منکر دخالت در امور ديگران نيست بلکه  دخالت در سرنوشت خويش و جلوگيري از تضييع حقوق خود و کمک براي حفظ محيط سالم براي زندگي است. مثلا اگر شخصي به ديگري که در محيط سرپوشيده عمومي مشغول به کشيدن سيگار است بگويد در اين مکان سيگار نکش آيا اين دخالت در امور ديگران است يا جلوگيري از تضييع حقوق خود؟
ضمن اينکه آنچه قرآن از آن نهي کرده تجسس در اموري است که مردم مي خواهند پنهان بماند.
ضرورت زندگي انسان در محيط اجتماعي سالم
انسان موجودي است كه به تنهائي نمي‌تواند نيازهاي خود را برآورده كند به همين جهت زندگي اجتماعي را برگزيده و بالطبع شخصيت او در گرو جامعة او است از جامعه متأثر مي‌شود و در جامعه تأثير مي‌گذارد.
بسياري از صفات انساني در خلال زندگي اجتماعي فعليت مي‌يابد، تكامل انسان تنها فردي نيست بلكه بُعد اجتماعي نيز دارد اگر در جامعه‌اي سالم و به دور از پليدي زندگي كند راه كمال را مطمئن‌تر مي‌پيمايد.
كمال و سعادت آدمي در آخرت محصول حيات طيب او در دنيا است. دنيا و اجتماع نقش اساسي را در پرورش آدمي ايفا مي‌كند و لذا از آنجائي كه قرآن براي كمال و سعادت انسان آمده نمي‌تواند دربارة دنيا و اجتماع آدمي سكوت اختيار كند، بر همين اساس است كه قرآن كريم يكي از مسئوليت‌هاي مهم انبياء ـ عليهم السلام ـ را برپائي عدالت اجتماعي ذكر فرموده و بيان داشته است که پيامبران مأموريت داشته‌اند تا با مفاسد اجتماعي مبارزه كرده عدل و قسط را در جامعه حاكم كنند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛[۱] ما رسولان خود را با معجزات آشكار فرستاديم و بر آنها كتاب نازل كرديم تا براي برپايي عدالت قيام كنند.
معناي امر به معروف و نهي از منکر
معروف در لغت به معني شناخته شده از ماده عرف و منکر به معني ناشناس از ماده انکار است و به اين ترتيب کارهاي نيک، اموري شناخته شده و کارهاي زشت و ناپسند، اموري ناشناس معرفي شده اند چه اين که فطرت پاک انساني با دسته اول آشنا و با دوم ناآشناست.[۲] هر کار نيک و پسنديده و به نفع جامعه باشد در جزء معروف قرار مي گيرد و هر کاري که به ضرر جامعه و از بين رفتن منابع عمومي باشد جزء منکر قرار مي گيرد.
پس مي توان امر به معروف و نهي از منکر را در اصطلاح چنين تعريف نمود که: امر به معروف يعني امر نمودن و واداشتن مردم به وسيله زبان يا عمل به سوي واجبات و اوامر الهي و نهي از منکر يعني باز داشتن و مانع شدن مردم به وسيله زبان يا عمل از ارتکاب گناهان و محرمات الهي. امّا امر به مستحب و نهي از مکروه واجب نيست بلکه مستحب است.[۳]
آنچه قرآن از آن نهي کرده تجسس در کار ديگران است. خداوند در آيه ۱۲ سوره حجرات مي فرمايند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا …؛ اي کساني که ايمان آورده ايد از بسياري گمان بپرهيزيد همانا برخي از گمان ها گناه است و تجسس نکنيد.»
تجسس به معناي پي­گيري و تفحص از امور مردم است، اموري که مردم مي­خواهند پنهان بماند و تو آنها را پي گيري کني تا خبر دار شوي به همين جهت بعضي گفته اند معناي آيه اين است که دنبال عيوب مسلمانان را نگيريد و در اين مقام برنياييد که اموري را که صاحبانش مي خواهند پوشيده بماند، آنها را بخواهيد که فاش سازيد.[۴]قرائن موجود در آيه و غير اين آيه نشان مي دهد اين قسم تجسس که گناه مي باشد مربوط به زندگي شخصي و خصوصي افراد است ولي روشن است هر گاه مصالح جامعه يا حکومت اسلامي در ميان باشد حکم مختلف است.[۵]
در حقيقت گمان بد، عاملي است براي جستجوگري و جستجوگري عاملي است براي کشف اسرار و رازهاي نهاني مردم و اسلام هرگز اجازه نمي دهد که رازهاي خصوصي آنها فاش شود و به تعبير ديگر اسلام مي خواهد مردم در زندگي خصوصي خود از هر نظر در امنيت باشند، بديهي است اگر اجازه داده شود، هر کس به جستجو گري درباره ديگران برخيزد حيثيت و آبروي مردم بر باد مي رود و جهنمي به وجود مي آيد که همه افراد در آن معذب خواهند بود.[۶]
در تجسّس، هدف فرد، آشکار کردن عيب مردم است؛ بنابراين، اگر هدفمان آشکار ساختن عيوب مردم است اين کار تجسّس محسوب شده و از نظر اسلام جايز نيست. اما در امر به معروف و نهي از منکر ، هدف اصلاح جامعه است. بنابراين، امر به معروف  ونهي از منکر در صدد اصلاح جامعه و جلوگيري از آشکار شدن گناهان و تظاهر و تجاهر به گناه در جامعه است؛ گناهاني که با فراواني آنها آثار شوم آن دامنگير کل جامعه مي­شود نه فقط فرد گناهکار. بنابراين امر به معروف و نهي از منکر دخالت در سرنوشت خويش است نه در امور ديگران؛ زيرا رفتارهاي اجتماعي انسان بر ديگران تأثيرگذار است.
هر انسان مومني حق دارد در جامعه اسلامي از محيط زندگي سالم برخوردار باشد و با آسايش روحي و رواني  در جامعه به فعاليت بپردازد و بتواند دين خويش را حفظ نمايد. زيرا در بينش الهي زندگي انسان منحصر به زندگي دنيا نيست و رفتار انسان در دنيا سرنوشت اخروي او را رقم مي­زند؛ از اين رو انسان مومن نمي­تواند نسبت به سرنوشت اخروي خود و خانواده خود بي تفاوت بماند.
امام حسين عليه السلام نيز يکي از اهداف قيام خويش را امر به معروف و نهي از منکر معرفي مي­کند و مي­فرمايد: … أريد ان آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر.
حال با آشکار شدن معناي معروف و منکر به اين پرسش مي رسيم که آيا وجوب امر به معروف و نهي از منکر دليل عقلاني دارد يا خير؟
امر به معروف و نهي از منکر از طريق دليل نقلي قطعي ثابت است. اختلاف در عقلائي بودن آن است. جمعي از دانشمندان اسلامي معتقدند که وجوب امر به معروف و نهي از منکر تنها با دليل نقلي ثابت شده است و عقل فرمان نمي دهد که انسان ديگري را از کار بدي که زيانش متوجه خود اوست باز دارد ولي با توجه به پيوندهاي اجتماعي و اين که هيچ کار بدي در اجتماع انساني در نقطه خاصي محدود نمي­شود بلکه هر چه باشد همانند آتشي، ممکن است به نقاط ديگر سرايت کند عقلي بودن اين دو وظيفه مشخص مي­شود. به عبارت ديگر، در اجتماع چيزي به عنوان «ضرر فردي» وجود ندارد و هر زيان فردي امکان اين را دارد که به صورت يک زيان اجتماعي در آيد، و به همين دليل منطق و عقل به افراد اجتماع اجازه مي دهد که در پاک نگه داشتن محيط زيست خود از هر گونه تلاش و کوششي خودداري نکنند.
به ديگر سخن، آثار اعمال هر شخص فقط متوجه خود او نيست بلکه در بسياري از موارد ترک واجب و انجام حرام بر خانواده و نزديکان شخص و نيز جامعه آثار سوء دارد.  اتفاقا در بعضي از احاديث نيز به اين موضوع اشاره شده است.
از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ چنين نقل شده که فرمود: «يک فرد گنه کار در ميان مردم همانند کسي است که با جمعي سوار کشتي شود، و به هنگامي که در وسط دريا قرار گيرد تبري برداشته و به سوراخ کردن موضعي که در آن نشسته است بپردازد و هر گاه به او اعتراض کنند در جواب بگويد که من در سهم خود تصرف مي کنم! اگر ديگران او را از اين عمل خطرناک باز ندارند طولي نمي کشد که آب دريا به داخل کشتي نفوذ کرده و يکباره همگي در دريا غرق مي شوند» پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ با اين مثال جالب منطقي بودن وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را مجسم ساخته و حق نظارت فرد بر اجتماع را يک حق طبيعي که ناشي از پيوند سرنوشت هاست مي داند.[۷]
شهيد ثاني در کتاب شرح لمعه باب امر به معروف و نهي از منکر آورده است که، امر به معروف و نهي از منکر بنا بر صحيح­ترين نظريه هم به حکم عقل و هم به دليل اجماع فقيهان شرعاً واجب است. دليل عقلي بودن وجوب آنها اين است که: واجب کردن امر به معروف و نهي از منکر از طرف خداوند، لطف و محبت است و بر طبق قواعد عدل، لطف بر خداوند واجب است.
بنابراين آنچه در حق خداوند متعال واجب است، ترساندن از مخالفت تکليف است، نه اجبار کردن بندگان بر انجام تکليف تا تکليف کردن بندگان باطل نشود و خداوند نيز اين کار يعني انذار و تخويف را کرده است.[۸]
تمام عقلاي عالم (عقلا به معناي صحيح) وقتي به يک حکم و دستوري برسند که در آن مصلحت نوعيه اجتماعي وجود داشته باشد مانند عدالت براي حفظ نظام و بقاء نوع انساني قطعا انسان را دعوت به اقامه اين حکم و دستور مي کنند و فاعل اين کار را مدح و ستايش مي نمايند.[۹] امر به معروف و نهي از منکر نيز خارج از اين مسئله نيست؛ زيرا، تمام عقلاي عالم به معناي واقعي هميشه انسان ها را به نيکي و دوري از زشتي دعوت مي­نمايند. منشأ دعوت به خوبي­ها و ترک بدي­ها قوه عقل مي باشد که عقل، پيامبر باطني است. در روايات ديني نيز آمده است که، اگر پيامبر نيز نمي آمد عقل سليم و پاک و دور از خيال و وهم، انسان را از زشتي نهي مي کرد.
براين بنياد مي­توان نتيجه گرفت که، تمام انسان­ها نسبت به همديگر مسئول مي­باشند و آثار کارها و افعالي که انجام مي دهند نسبت به ديگران نيز اثرگذار است و کارهاي زشت و ناپسند مانند آتشي است که محدود به يک نقطه خاص نيست بلکه فراگير است و بر ديگران لازم است که جلوي اين آتش را بگيرند و جامعه را سالم و پاک نگه دارند. خود امر به معروف و نهي از منکر نشانه محبت و دوست داشتن خداوند نسبت به بندگان است که خداوند دوست ندارد که بندگانش در محيط ناسالم زندگي نمايند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
۱ـ شرح لمعه، ترجمه دکتر شيرواني، ج۵، انتشارات دارالعلم.
۲ـ تفسير نمونه، جمعي از دانشمندان، ج۳، ص۵۰، انتشارات دارالکتب اسلاميه.
۳ـ گناهان کبيره، شهيد دستغيب، ج۲، ص۲۷۶، مبحث غيبت.
۴ـ ترجمه الميزان، سيد محمد باقر موسوي، ج۱۸، ص۴۸۴٫
پي نوشت ها:
[۱]. سورة حديد، آيه ۲۵٫
[۲]. مکارم شيرازي، ناصر و جمعي از دانشمندان، تفسير نمونه، دارالکتب اسلاميه، ج۳، ص۴۹٫
[۳]. ترجمه شرح لمعه، ترجمه علي شيرواني، قم، انتشارات دارالعلم، ج۵، ص۷۸٫
[۴]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي، دفتر انتشارات اسلامي، ۱۳۷۴ش، ج۱۸، ص۴۸۴٫
[۵]. مکارم شيرازي، ناصر، الامثل في تفسير کتاب الله المنزل، قم، مدرسه امام علي بن ابيطالب، ۱۴۲۱ق، ج۱۶، ص۵۵۴٫
[۶]. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۱۸۲٫
[۷]. تفسير نمونه، همان، ج۳، ص۵۰٫
[۸]. ترجمه شرح لمعه، همان، ج۵، ص۷۲٫
[۹]. مرحوم مظفر، اصول فقه، قم، انتشارات اسماعيليان، ج۲، ص۱۹۵٫

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*