اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در اسلام و سیره حضرت فاطمه(س) در نهی از منکر و روش‌های ایشان در این زمینه، در نوشتار حاضر واکاوی شده است. قرآن کریم عمل به دو اصل حیاتی امر به معروف و نهی از منکر را از ویژگی‌های اهل ایمان می داند و در این باره می فرماید: «مردان و زنان با ‌ایمان دوستان یکدیگرند. آنان همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند». نكته مهم در این آیه،‌ اشاره به نقش زنان در عرصه امر به معروف و نهی از منكر است كه خداوند متعال به ‌صراحت بیان می دارد زنان نیز همانند مردان باید به ترویج ارزش‌های الهی بپردازند و در عرصه امر به معروف و نهی از منكر پیشقدم باشند؛ چرا كه این دو فرضیه، از تمام برنامه های اسلام حتی جهاد در راه خدا افضل و بالاتر و مهم‌تر است. علی (ع) می فرماید: و ما اعمال البر كلّها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنكر الاّ كنفثهِ فی بحرٍ لِجّی؛ تمام كارهای نیك و حتی جهاد در راه خداوند، در برابر امر به معروف و نهی از منكر، همانند قطره ‌‌ای در دریاست. این دو اصل، محافظ و پاسبان تمام اعمال نیك است. اگر امر به معروف و نهی از منكر نباشد، بهترین اعمال نیك به فراموشی سپرده ‌شده و بقیه احكام خدا نیز عملی نخواهد شد. به این جهت امام باقر (ع) در مورد فلسفه این دو اصل می فرماید: امر به معروف و نهی از منكر دو فرضیه مهم و بزرگ الهی هستند كه به وسیله آن دو، سایر واجبات الهی اقامه می شوند، راه ها امن می گردد، كسب و كار مردم حلال، حقوق افراد تأمین، سرزمین ‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود و استواری تمام كارها، به عملی شدن این دو اصل بستگی دارد. طبق رهنمود پیشوای پنجم، اگر مسلمانان به دو اصل امر به معروف و نهی از منكر اهتمام بورزند، دنیا و آخرت خود را آباد خواهند كرد؛ زیرا انجام دیگر واجبات، امنیت و آسایش، رفاه و آرامش، تأمین حقوق مردم و آبادی شهر و روستا همه و همه در گرو عمل به این دو اصل است؛ معروف از منظر وحی، تمام اعمال و رفتار‌هایی است كه مصلحت مردم در آن است و منكر نیر تمام كارهای زشتی است كه فساد و تباهی و بی بند و باری در پی دارد. اگر اهل ایمان، به احیای معروف و جلوگیری از منكرات اهتمام بورزند، جامعه ‌ای سالم و به دور از زشتی‌ها، آلودگی ‌ها، نگرانی ‌ها و تضییع حقوق انسان ‌ها به وجود خواهد آمد.

شیوه های نهی از منكر

با توجه به ضرورت نهی از منكر و الگو بودن حضرت زهرا(س) در این زمینه، بررسی شیوه های عملی نهی از منكر در سیره و سخن آن حضرت، امری پسندیده و مناسب می ‌نماید:

۱٫ استدلال به آیات قرآن

یكی از شیوه های مهم در موضوع نهی از منكر، آگاهی دادن به مردم از طریق آیات قرآن است؛ زیرا بسیاری از مردم در اثر عدم اطلاع از دستور‌های خداوند و آشنا نبودن به آیات قرآن، به سوی منكرات تمایل پیدا می کنند، اما اگر به آنان كاملاً توضیح داده ‌شود كه خداوند متعال چه كارهایی را دوست دارد و چه اعمالی را نمی پسندد، بسیاری از مردم از ارتكاب منكر خودداری می کنند. به نمونه زیر توجه كنید: عده ‌ای در ستمی آشكار، فدك را كه پیامبر(ص) آن را برای حضرت فاطمه (س) به ارث گذاشته بود، به او ندادند. استدلال این افراد كژاندیش این بود كه پیامبران از خود مال دنیا به ارث نمی گذارند و بنابراین فدك به حضرت فاطمه (س) نمی ‌رسد. امّا حضرت فرمود: شما كه می گویید پیامبر ارث نمی گذارد، به كتاب خدا بنگرید. در آنجا خداوند می فرماید: سلیمان از پدرش داود ارث برد و در سوره مریم (آیه ۶) از زبان زكریای پیامبر می فرماید: خداوندا! به من فرزندی عطا كن كه از من و آل یعقوب ارث برد. آنگاه حضرت فاطمه(س) به مردم حاضر در مسجد پیامبر (ص) فرمود: ای مردمی كه به سوی باطل شتاب می کنید و كردار زشت و بیهوده را نادیده می گیرید، آیا به قرآن نمی‌نگرید كه می فرماید: آیا در قرآن نمی‌اندیشید یا آنكه بر دل‌های شما مهر زده شده است؟

یكی دیگر از منكرات عصر حضرت فاطمه (س)، غصب مقام حكومتی حضرت علی (ع) بود. حضرت فاطمه (س) در مقام نهی از منكر برای زنان اهل مدینه باز هم به آیات قرآن تمسك كرد و بعد از حمد و ثنای الهی به آنان فرمود: وای بر دوستان دنیا! چرا نگذاشتند حق در مركز خود بماند و خلافت بر پایه های نبوت بچرخد؛ چرا كه آنان خلافت را از خانه ‌ای كه جبرئیل نازل می شد، به جای دیگر بردند و حق را از علی (ع) كه به مسائل دین و سیاست آگاه بود، گرفتند. سپس آن حضرت آیاتی از سوره های اعراف، زمر، رعد، كهف و…را قرائت فرمود. طبق این شیوه فاطمی، آمران به معروف و ناهیان از منكر باید تا حدودی با آیات قرآن آشنا باشند تا در صورت لزوم از كلام الهی هم بهره گیرند. علاوه بر آن، ناهیان از منكر موظفند، آگاهی‌های لازم را در زمینه عواقب دردناك و خانمان برانداز منكرات به دست آورند و به مخاطبان خود عرضه كنند.

۲٫ استدلال‌های عقلانی

آن حضرت برای نهی از منكر و جلوگیری از كارهای خلاف، به دلایل عقلی نیز تمسك می کرد؛ همچنان که در مناظره با ابوبكر، علاوه بر قرآن، به دلایل عقلی نیز استناد می کرد. روزی آن حضرت به نزد ابوبكر رفت و او را از عمل زشت غصب فدك بر حذر داشت. او در پاسخ خلیفه كه او را شایسته ارث نمی دانست، فرمود: ای ابوبكر! هر گاه تو بمیری چه كسی از تو ارث می برد؟ او گفت: زن و فرزندانم. حضرت زهرا (س) فرمود: پس چه شده كه من نمی توانم از پدرم ارث ببرم؟ هجوم به افكار و اندیشه های غلط مرتكبین منكرات و زیر سؤال بردن آنان، شیوه ‌ای منطقی و عقلانی است و اگر هم نتوانند از كار منكر بازدارند، حداقل آنان را به تفكر وامی دارند و در مورد كار خلافشان مردّد می ‌سازند. آن حضرت در مقام نكوهش مسلمانانِ بی تفاوت در ماجرای غصب خلافت، افكار آنان را به چالش می کشید و با سؤالات منطقی مواجه می ‌ساخت و می فرمود: لیث شعری الی ای سناد استندوا؟ و علی ای عماد اعتمدوا؟ و بأی عروه تمسكوا؟ و علی ایه ذرّیه اقدموا و احتنكوا؛ ای كاش می دانستنم به چه پناهگاهی تكیه زده ‌اند؟ و به كدام ستون استوار اعتماد كرده ‌اند؟ و به كدامین ریسمان تمسك جسته ‌اند؟ و بر كدام فرزند و خاندانی پیشی گرفته و غلبه كرده ‌اند؟ حضرت فاطمه درمورد مسائلی كه ممكن بود در جامعه آن را منكر كوچكی محسوب كنند، حساسیت نشان می داد. روزی آن حضرت به اسماء بنت عمیس فرمود: انّی قد استقبحت ما یصنع بالنساء انّه یطرح علی المرأه الثوب فیصفها لمن رأی؛ من بسیار زشت می دانم كه جنازه زنان را بر روی تابوت گذارند و بر روی آن پارچه ‌ای افكنند كه حجم بدن او را برای مردان نامحرم نمایان می ‌سازد. اسماء بنت عمیس عرضه داشت: ای دختر رسول خدا! در سرزمین حبشه برای حمل جنازه ها تابوتی درست می کنند كه بدن میت را كاملاً می پوشاند. آنگاه اسماء چوب ‌های ‌تر و شاخه های نازك درخت، شبیه آن تابوت را برای حضرت فاطمه ساخت و آن را به او نشان داد. حضرت زهرا(س) با خشنودی و خوشحالی فرمود: چه طرح زیبایی كه كاملاً بدن زن در آن از دید مردان پوشیده می‌ماند. ای اسماء! برای من تابوتی با همین طرح درست كن و بعد از وفات مرا با آن بپوشان. خداوند تو را از آتش دوزخ نگه‌ دارد!

۳٫ قهر و سكوت

یكی از مراحل نهی از منكر قهر و سكوت است. انسان مسلمان وقتی نتواند با موعظه و گفت‌وگو گنهكاران را از راه انحرافی بازدارد، با قهر و سكوت خود، به مبارزه می پردازد. این شیوه حتی در مسائل تربیتی نیز مؤثر است. حضرت زهرا (س) در عرصه نهی از منكر از این روش بازدارنده نیز بهره می گرفت. او بعد از رحلت پدر بزرگوارش، با انواع ناملایمات و گرفتاری‌ها روبه‌رو شد. او شاهد هجوم ناجوانمردان به خانه ‌اش بود. اهانت به علی (ع)، سیاست‌های غیراسلامی اهل سقیفه، بی تفاوت بودن مردم و ده ها مورد دیگر، از جمله كارهای ناپسند و زشت عده ‌ای هواپرست و خودخواه بعد از وفات پیامبر بود. فاطمه زهرا (س) برای مقابله با این اعمال ناروا، به مبارزه منفی روی آورد و ناراحتی خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و خطاب به خلیفه اول فرمود: و الله لا اكلمك ابداً و الله لادعونّ الله علیك فی كلّ صلوه؛ به خدا قسم هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا سوگند در نمازهایم تو را نفرین خواهم كرد. زمانی كه آن حضرت در آستانه شهادت قرار گرفت و خلیفه اوّل و دوّم برای دلجویی، به عیادت حضرت فاطمه(س) آمدند و در مورد اعمال خود عذرخواهی كردند، آن حضرت نهایت اعتراض خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و به آنان فرمود: والله لا اَكلمِكِما من رأسی حتی القی ربی فاشكونكّما الیه بما صنعتما به و بی و ارتكبتما منی؛ به خدا سوگند بعد از این با شما دو نفر حتی یك كلمه نیز سخن نخواهم گفت، تا اینكه خداوند را ملاقات كنم و از شما دو نفر در نزد خداوند شكایت خواهم كرد كه چگونه با خدا و دین او و با من رفتار كردید و چه اعمال زشتی را مرتكب شدید. وصیت‌نامه حضرت فاطمه یكی دیگر از نشانه های مبارزه منفی و استفاده از شیوه قهر و سكوت در مقابل رفتارهای منكر و خلاف شرع است. آن حضرت به امیرمؤمنان علی وصیت كرد كه: اوصیك ان لا یشهد احد جنازتی من هولاء الّذین ظلمونی و اخذوا حقّی فانّهم عدوّی و عدوّ رسول‌الله و لاتترك ان یصلّی علی احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّی فی‌اللیل اذا هدأت العیون و نامت الابصار؛ به تو وصیت می کنم كه در تشییع جنازه من هیچ یك از كسانی كه به من ستم روا داشتند و حقم را غصب كردند، شركت نكنند؛ زیرا آنان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند و هرگز اجازه نده كه فردی از آنان و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم‌ ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته است.

۴٫ توبیخ و تهدید و هشدار

برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری و كارهای زشت و ناپسند، باید به اهل خلاف هشدار داد و از عواقب وخیم و فرجام كار زشتشان بر حذر داشت؛ حتی باید آنان را با تهدید و نفرین به سوی حق متمایل ساخت. این شیوه نهی از منكر، در سیره حضرت زهرا (س) نیز مشاهده می شود. حضرت فاطمه (س) به مردمی كه از معیار حق یعنی علی (ع) فاصله گرفتند و به اهل باطل گراییدند، هشدار می دهد و خطاب به زنان مهاجر و انصار می فرماید: به خدا سوگند اگر (مردان شما) پای در میان می‌نهادند و علی (ع) را بر كاری كه پیامبر (ص) به عهده او نهاد، قرار می دادند، او ایشان را به راه راست می برد و حق هر یك را به او می ‌سپرد؛ چنانكه كسی زیانی نبیند و هر كس میوه آنچه را كه كِشته است، بچیند…. علی ‌(ع) همواره در پنهان و آشكار نصیحت كننده و خیرخواه مردم بود و اگر به خلافت می‌رسید، از اموال بیت‌المال برای خود ذخیره نمی کرد و از ثروت دنیا جز به اندازه نیاز بر‌نمی داشت؛ به اندازه آب اندكی كه عطش را فرونشاند و طعام مختصری كه گرسنگی را رفع كند. اگر مردم حق را به امام واقعی می ‌سپردند، درهای رحمت از آسمان و زمین به روی آنان گشوده می شد. اما دروغ گفتند و به‌زودی به كیفر دروغشان عذاب خواهند شد…شگفتا! چه دوستان دروغین و سرپرستان نااهلی را انتخاب كردند! و چه زشت است سرانجام ستمكاران كه جایگاه بدی برگزیدند!…اما به جان خودم سوگند، نطفه فساد بسته شد. باید فرجام زشت فساد را در جامعه اسلامی انتظار كشید. مسلمانان آینده خواهند فهمید كه سرانجام و نتایج اعمال مسلمانان صدر اسلام، چه بوده است. مطمئن باشید شمشیر‌های كشیده و حمله ها و تهاجمات پی در‌پی، به هم ریخته شدن امور اجتماعی مسلمانان و استبداد و حكومت دیكتاتوری ستمگران شما را فرا خواهد گرفت. آنان جمع شما را با شمشیر‌های خود درو می کنند. پس حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجامید. دریغا كه دیده حقیقت ‌بین ندارید و ما هم نمی توانیم شما را به كاری كه كراهت دارید، ملزم كنیم.

۵٫ افشاگری

یكی از محورهای انجام نهی از منكر، مبارزه علنی با منكرات است. اگر موعظه، ارشاد، هشدار، قهر و سكوت نتیجه ندهد، مسلمان متعهد موظف است كه در اجتماع به طور علنی فریاد برآورد و بر ضد ‌زشتی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و منكرات قیام كند. شیخ طوسی می گوید: نهی از منكر، یك امر الهی و واجب كفایی است و برحسب مراتب و زمینه ها، احكام مختلفی دارد. وقتی كه تبلیغ، دعوت، موعظه‌، مؤثر واقع نشد، باید راه های قوی تری را برای پیشگیری آن انتخاب كرد. افشاگری، تهدید، تخویف (ترساندن) و حتی برخورد فیزیكی نیز لازم است، تا اینكه منكرات از جامعه حذف شود. البته برخورد مستقیم باید با اجازه حاكم و والی صورت گیرد. حضرت فاطمه (س) در عمل به مراحل مختلف نهی از منكر، هر گاه كه احساس می کرد گفت‌وگو و موعظه و ارشاد تأثیر ندارد، به افشاگری می پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وی را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتی كه از گفت‌وگوی رو در‌ رو نتیجه ‌ای نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگری و تظلّم پرداخت. آن حضرت وقتی كه سكوت و بی‌اعتنایی مردم را در مقابل تضییع حقوق علی و اهل بیت پیامبر (ص) مشاهده كرد و از موعظه و ارشاد هم اثری ندید، به افشاگری و سرزنش آنان پرداخت و برای جلوگیری از عمل منكر آنان بر آشفت و با دلی مضطرب و صدایی رسا فریاد برآورد: ویلكم ما اسرع ماخنتم الله و رسوله فینا اهل‌بیت وقد اوصاكم رسول‌الله باتّباعنا و مودّتنا والتمسّك بنا؛ ای مردم! وای بر شما چه زود به خدا و پیامبرش درباره ما اهل‌بیت خیانت كردید؛ در حالی كه رسول خدا شما را به پیروی از ما و دوستی و تمسك به ما را توصیه كرده بود. آن حضرت در سخن دیگری اعمال ناپسند كسانی را كه فدك را غصب كرده بودند، نكوهش كرد و ‌فرمود: فدك، هدیه ‌ای الهی بود كه آن را به پیامبرش بخشید و رسول گرامی اسلام آن را برای تأمین زندگی فرزندانم به من سپرد. واگذاری فدك به من و فرزندانم، با حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت جبرئیل امین صورت گرفت. پس اگر كسانی آن را با ستم، غصب و وسیله امرار معاش فرزندانم را قطع كردند، با یاد روز قیامت بر این مصیبت صبر می کنم و به‌زودی غاصبان فدك، عذاب الهی را در دوزخ خواهند دید.